قصۀ شوق

۱۴۰۱/۰۴/۰۲

انجامین کار پژوهشی حضرت استاد مهدوی دامغانی که چاپ شد، مقدمه­ای است بیست صفحه­ای بر کهن­ترین نسخۀ صحیفه سجادیه ( کتابت به سال 416)، در نهمین دهۀ عمر پربرکت آن استاد سفر کرده. این چاپ در واقع چاپ عکسی و برگردان دستنویس 12405 کتابخانه آستان قدس رضوی است که با همت بنیاد پژوهش­های اسلامی آستان قدس رضوی و مؤسسه پژوهشی میراث مکتوب در  سال 1399ش منتشر شد. مقدمۀ دوم این کار از پژوهشگر پر تلاش  جناب آقای سید محمد حسین حکیم است.

استاد مهدوی دامغانی برای تحریر این مقدمه بیش از شانزده کتاب را دیده­اند از آن جمله است کتاب ارشاد الاریب ( معجم الادباء) یاقوت که همۀ هفت جلد آن را برای یافتن نکته­ای خوانده­، همۀ دعاهای این نسخه را با همکاری زنده یاد همسرشان بانو تاجماه آصفی شیرازی مقابله کردند.

این چه شور و شوق و شیدایی است که تلاشی بدین اندازه سخت را بر انسانی در آستانۀ نود و پنج سالگی سهل می­گرداند؟ جز ادای وظیفۀ خدمتگزاری به حضرت ختمی مرتبت و اهل بیت و عترت طاهره سلام الله علیهم اجمعین. همین است و بس و چیزی جز این نیست. در اینجا نیک است چگونگی این اشتیاق و آن تلاش را از زبان خود استاد بشنویم:

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله ربّ العالمین و صلّی الله علی سیّدنا محمّد و آله الطاهرین

خوانندگان ارجمند و فاضل این سطور و مقدمۀ مفصلی که برای معرفی این مخطوطۀ نفیس به عرضتان رسانده­ام:

اگر بدانید که من بندۀ حقیر ناچیز که قریب نود و پنج سال از عمرم گذشته است به چه ضعف و زحمت و صرفاً برای ادای وظیفۀ نوکری و خدمتگزاری به حضرت ختمی مرتبت و اهل بیت و عترت طاهره سلام الله علیهم اجمعین این صفحات را نوشته­ام و چگونه با کمک همسر مهربانم بانو دکتر تاجماه آصفی شیرازی حفظها الله تعالی ادعیۀ صحیفه مبارکۀ مندرجۀ در این مخطوطه را با متن چاپی آن ادعیه در صحیفه مقابله کرده­ام؟ من بنده، اینک در حقیقت عاجز و افتاده و زمینگیرم. برای آنکه کتابی را از قفسه بردارم چگونه با مشقتی آن را برداشته­ام و سپس برجای خودش در قفسه گذاشته­ام و چگونه همین که نیم­صفحه­ای بنویسم چشمم و دستم خسته می­شود؟ عزیزان و سروران خواننده، از همه­تان برای طلب مغفرت و حُسن عاقبت و سهولت امر من و همسرم در این مدت باقی‌مانده از عمرمان، توقع و تمنا دارم و التماس دعا می­کنم. وآخر دعوانا ان الحمد لله ربّ العالمین.

فیلادلفیا: احمد مهدوی دامغانی، فقیر فانی عُفی عنه و عن والدیه

1 جمادی الثانیه 1441ق

و در پایان شعری  از شیخ بهایی که در شوق به زیارت مرقد امام علی بن موسی الرضا سروده و وصف حال حیات استاد مهدوی بود با هم می­خوانیم:

یا ریحُ أقُصُّ قصةَ الشوق إلیک/إن جِئْتَ إلی طوس فَبِالله عَلَیک

قَبِّلْ عَنّی ضَریحَ مولای و قُل/ قَدْ مات «بها» مِن الشوق إلیک (نسمة السحر، یوسف بن یحیی یمنی صنعانی، ج1، ص 277-278 به تصحیح استاد مهدوی دامغانی، ایشان در مورد این شعر هم تصحیح دارند که خوانندگان را به پاورقی همین نشانی ارجاع می دهم)

 

                                                        دکتر محمود ملکی؛ استادیار پژوهشکده علوم اسلامی رضوی

Add new comment:

متن ساده

HTML محدود

Image CAPTCHA
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید